سلام به بهترینم
امیدوارم خوب باشی
منم خوبم
هر جوری هست روزگار میگذرونم
از همه جا موندم و خسته
اومدم اینجا
تا فقط برای تو بنویسم
هیچ کس ادرس اینجا رو نداره
اگه بدونی این روزها چی دارم میکشم
روزگار داره چهره ای رو به من نشون میده
که اگر منو نکشه
حتما بارها و بارها
منو محکم تر و سخت تر میکنه
کاش بودی
تا با نگاه مهربونت
حداقل میفهمیدم
راهی که دارم میرم درسته یا غلط
اما شایدم قسمت این باشه
سر در گم هستم
باید خودم رو پیدا کنم
و از نو بسازم
این فال رو همین الان گرفتم
واست مینویسم
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
کی دهد این غرض یا رب که همدستان شوند
خاطر مجموع ما زلف پریشان شما
عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
بازگردد یابرآید چیست فرمان شما
.
.
.
ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتی
تا ببوسم همچو گردون خاک ایوان شما
فال شماره ی 11
غم دیدار تو دارم